بنر صفحه اصلی

سیستان و بلوچستان

شماي كلي اقتصادي استان

این استان از لحاظ مختلف دارای پتانسیل و داسته های بسیاری است که در ادامه به تعدادی از آن اشاره میگردد:

-1 موقعیت جغرافیایی و تجاری:  استان سیستان و بلوچستان 1210 کیلومتر مرز خشکی با پاکستان و افغانستان و 370 کیلومتر مرز آبی با دریای عمان دارد و به دلیل قرارگرفتن در موقعیت راهبردی و ترانزیتی و به ویژه وجود بندر چابهار که تنها بندر اقیانوسی ایران و آسانترین و بهترین راه دسترسی کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان به آبهای آزاد است، از اهمیت فراوانی برخوردار است. همچنین وجود 12 گمرک شامل گمرکهای زاهدان، ایرانشهر، سراوان، بازارچه کوهک، بازارچه مرزی جالق، زابل، بازارچه میرجاوه، چابهار، منطقه آزاد چابهار و پیشین از دیگر پتانسیلهای تجاری این استان است.

-2 بندر اقیانوسی چابهار : چابهار تنها بندر ایرانی است که به اقیانوس هند راه دارد. روند رو به رشد و توسعه این بندر وسرمایه گذاری های داخلی و خارجی صورت گرفته در این منطقه شرایط استان را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. در  حال حاضر دولت در حال احداث 610 کیلومتر راه آهن بندر چابهار به زاهدان است.این پروژه در حال حاضر 37 درصد پیشرفت فیزیکی و 50 درصد پیشرفت در زیرسازی داشته است. ادامه این خط آهن به زابل و شمال خراسان، علاوه بر اتصال به شبکه سراسری راه آهن ایران باعث عمران شرق ایران خواهد شد. همچنین احداث کارخانه فولاد و پتروشیمی در این منطقه چابهار و پالایشگاه به بالابردن توسعه اقتصادی و اجتماعی بندر اقیانوسی چابهار کمک شایانی خواهد کرد. در افق میان مدت 1400 چابهار آمده است:  حل معضلات موجود، تقویت نگاه توسعه گرا، مشارکت مردم، برنامه ریزی مداوم و اصلاح مسیر و در نهایت تسریع در عملیات عمرانی، منطقه آزاد چابهار را کانون اصلی ایران و اقتصاد جهانی بدل خواهد کرد. بر این اساس انتظار میرود تا پایان سال 1400 چابهار از یک کارگاه عمرانی به سایت تولید صادرات محور تغییر وضعیت داده باشد. همچنین در افق بلند مدت 1404 چابهار آمده است: انتظار میرود منطقه آزاد چابهار، که از نظر ژئوپلیتیکی بر فراز سایر بنادر منطقه قرار میگیرد در سال 1404 یکی از بازیگران اصلی در تجارت و تولید منطقه باشد. چابهار یکی از چهاراه جهانی برای تجارت و ترانزیت است و از این محل سهم قابل توجهی از اقتصاد کشور را به خود اختصاص داده است.

-3 مزیتهای دریایی: مناطق جنوبی استان همچون دسترسی به آبهای اقیانوسی درزمینه ترانزیت دریایی، ارائه خدمات بندرگاهی و پشتیبانی به کشتیها، شیلات، تجارت دریایی و ارائه خدمات سوخترسانی دریایی به کشتیهای خارجی، ارائه خدمات تعمیرات و لجستیک کشتیها، راه اندازی یا روساخت کشتی اقیانوس پیما در استان و همچنین خدمات ترانزیت دریا به خشکی از طریق چابهار به افغانستان و آسیای مرکزی پتانسیل هایی هستند که شکوفایی آنها میتواند نقش بسیار تعیین کنندهای در بهبود شرایط اقتصادی استان داشته باشد.

-4 هاب میلک: با توجه به موقعیت جغرافیایی میلک، یعنی مرز ایران و افغانستان و ورود و خروج میلیونها تن کالا و قرارگرفتن بر سر راه ترانزیت چابهار، زاهدان، زابل، مشهد و آسیای میانه )عشق آباد( و همچنین شمال غربی افغانستان )شهر هرات(  یک موقعیت استثنایی برای میلک در منطقه فراهم شده است. میلک با همجواری با استان نیمروز همچنین نزدیکی به مناطق شمالی پاکستان میتواند یکی از تأمین کننده های اصلی کالا، ارزاق و تجارت با مناطق غربی و جنوب غربی افغانستان باشد.

-5 کشاورزی محصولات گرمسیری : از پتانسیل های ویژه استان سیستان و بلوچستان میتوان به خرما، انبه، موز، پاپایا و سایر محصولات کشاورزی گرمسیری اشاره کرد . این استان دارای رتبه اول تولید محصولات گرمسیری در کشور است. به طور کلی استان سیستان و بلوچستان با تولید سالانه 3،054،899 تن محصولات زراعی رتبه 8 کشور را در زمینه این تولیدات به خود اختصاص میدهد. همچنین در زمینه تولید محصولات باغی رتبه 17 کشور را دارا است.

کشاورزی

استان به دلیل خشکسالی های پی درپی و همچنین کمبود و بهره برداری نامناسب از منابع آب بخصوص در سیستان و کاهش حق آب هیرمند، و نیز رواج خرده مالکی و عدم استفاده از فناوری های مناسب، سهم اشتغال در بخش کشاورزی استان از 56 درصد در سال 55 به 8/ 15 درصد در سال 1396 رسیده است و این کاهش هر ساله ادامه دارد . مقایسه سهم تولید محصولات زراعی و باغی کشور نشان میدهد که به رغم محدودیت منابع آب و خاک در استان و حاکم بودن شرایط طبیعی، استان نقش قابل توجهی در تولید برخی از محصولات باغی و زراعی در کشور دارد؛ به طور کلی استان سیستان و بلوچستان با تولید سالانه  3،054،899  تن محصولات زراعی رتبه 8 کشور را در زمینه این تولیدات به خود اختصاص میدهد . همچنین در زمینه تولید محصولات باغی رتبه  17 کشور را دارا است. در زمینه محصولات زراعی این استان دارای چنین جایگاهی در کشور است : رتبه 2 تولید نباتات علوفه ای، رتبه 5 محصولات جالیزی، رتبه 11 حبوبات، رتبه 21 سبزیجات، رتبه 24 غلات و رتبه 29 محصوت صنعتی . در زمینه محصولات باغی نیز در کشور رتبه 1 میوه های گرمسیری، رتبه 6 محصولات گلخانه ای، رتبه 7 میوه های نیمه گرمسیری، رتبه 15 میوه های سردسیری، رتبه 20 میوه های دانه ریز، رتبه 23 میوه های خشک، رتبه 27 میوه های هسته دار و رتبه 28 میوه های دانه دار را به خود اختصاص داده است. همچنین در بخش شیلات نیز در سال 1395 سهم استان از صید آبزیان کشور 22 درصد بوده است. در حال حاضر از مهمترین مشکلات و تنگناهای بخش کشاوری استان کمبود بارندگی، خشکسالی های متوالی، فقر منابع آب و خاک، پایین بودن سطح سواد و بالا بودن سن کشاورزان و دامداران استان، ضعف زیرساختها به ویژه در بخش تاسیسات ذخیره محصولات، مشکل بازاریابی و فروش بویژه در محصولات دارای مزیت نسبی استان، کمبود تاسیسات مهار و ذخیرهسازی آب در سطح استان، بهره برداری سنتی و نادرست از تاسیسات آبی، کمبود منابع مالی و عدم مشارکت بخش خصوصی در اجرای پروژه ها، وابسته بودن منطقه سیستان به آب رودخانه هیرمند که منشا این رودخانه خارج از کشور)افغانستان (قرار گرفته، بهره مندی اندک روستاییان از ماشین آلات کشاورزی مدرن، عدم وجود بیمه تولیدات بخش کشاورزی و کم صرفه بودن اقتصاد کشاورزی استان در مقایسه با فعالیت های غیر کشاورزی است.

خدمات

سیستان و بلوچستان با 1210 کیلومتر مرز خاکی با کشورهای افغانستان و پاکستان و 370 کیلومتر مرز آبی عمان و دارا بودن شباهت های بسیار قومی و فرهنگی با این کشورها و موقعیت جغرافیایی خاص خود به لحاظ ترانزیت و حمل و نقل دارای ظرفیتها و پتانسیل های بسیار زیادی میباشد . از سوی دیگر ویژگی های فرهنگی بویژه در بخش صنایع دستی، آثار طبیعی و تاریخی بسیار از شمال تا جنوب استان و تنوع اقلیمی استان این استان را به لحاظ گردشگری در موقعیتی خاص و ویژه قرار داده است. یکی از مهمترین جاذبه های گردشگری این استان بندر چابهار است . دلایل اهمیت چابهار را تنها نمیتوان منحصر به منطقه آزاد یا موقعیت جغرافیایی آن است.  بلکه آب و هوای کم نظیر و مناطق دیدنی، خاص و کم نظیر سبب شده است تا در زمینه جذب گردشگر نیز توانمندی های بسیاری داشته باشد. این بندر از سواحل و چشم اندازهای زیبا، آثار تاریخی و فرهنگی، بازارهای سنتی و مدرن و دهها جاذبه دیگر بهره مند و مقصدی دلپذیر برای گردشگران است . شکی نیست که یکی از عمده پتانسیل های استان سیستان و بلوچستان صنایع دستی آن است . این صنایع دستی در جای جای آن از سیستان گرفته تا سواحل مکران به اشکال مختلف و متنوعی در تار و پود زندگی مردم آن تنیده شده است و به عنوان یک بخش تفکیک ناپذیر از فرهنگ غنی آن شناخته میشود . یکی از این هنرهای اصیل هنر سوزن دوزی است.


روند و نقاط عطف اقتصاد و اشتغال استان

استان سیستان و بلوچستان دارای مزیتهای طبیعی و انسانی بسیاری است. وجود معادن بسیار، قرارگیری در محور ترانزیت، دسترسی به آبهای آزاد، مرز مشترک با سه کشور و جوانی جمعیت و نیروی کار فراوان از مهمترین داشته های این استان هستند. اما این استان در مجموع از لحاظ اقتصادی وضعیت مناسبی ندارد. بخش کشاورزی استان در تمامی زیربخشها دارای ساختار سنتی بوده و دارای بهره وری و کارایی بسیار پایینی است. کمبود منابع آب و بهره برداری سنتی از آن و همچنین تداوم خشکسالی سبب شده است تا این بخش سالانه کوچکتر شده و تعداد شاغلین آن به شکل محسوسی کاهش یابند. در دهه 60 کشاورزی به عنوان اولویت اقتصادی و اشتغال شناخته میشده و پس از آن خدمات و صنت قرار داشتند. امری که در دهه 70 باتوجه به سایر زیربخشهای اقتصاد، تغییرات اقلیمی و خشکسالی و در نتیجه مهاجرت روستاییان به شهرهای مرکزی و بندری استان باعث گردید جمعیت این بخش کاهش یافته و به سایر بخشها منتقل شوند. این مساله بیشتر خود را در بخش خدمات نشان میدهد. به عبارت دیگر باتوجه به رشد متوازن و نسبتا کم صنعت در دهه هفتاد، بیشترین رشد مربوط به بخش خدمات میباشد که نشان میدهد این بخش در جذب نیروی انسانی از بخش کشاورزی موفق بوده است. در واقع بدلیل اینکه کشاورزان دارای مهارت خاصی جز کشاورزی نبودند با مهاجرت به شهرها به مشاغل خدماتی مشغول میشدند. این روند کاهش در جمعیت کشاورزی و افزایش در جمعیت شاغلین بخش خدمات در دهه 80 نیز ادامه داشته یا این تفاوت که در این دهه اشتغال بخش صنعت نیز به نسبت دهه های قبل رشد قابل ملاحظه تری داشته است. در دهه 90 نیز نزول تعداد شاغلین بخش کشاورزی و افزایش شاغلین بخش صنعت ادامه داشته اما بخش خدمات به نسبت دهه 80 مقداری کاهش داشته است. در این دهه افزایش جمعیت شاغلین بخش صنعت قابل توجه است. توسعه بندر چابهار و استقرار بسیاری از واحدهای صنعتی در این منطقه در این زمینه قطعا بسیار اثرگذار بوده است. بخش کشاورزی نیز در این دهه به کمترین مقدار خود رسیده که این مساله نیز به تداوم شرایط نامناسب اقلیمی و خشکسالیهای استان برمیگردد. بنابر مطالعات میدانی سیستمهای کسب و کاری استان سیستان و بلوچستان شامل حوزه های بازرگانی، حمل و نقل، شیلات و کشاورزی بوده است. این سیستمها به عنوان حوزه های محوری اشتغال استان در طول دوره های مختلف تاریخی بر مبنی مزیتهای طبیعی و منطقه ای استان شکل گرفته و بجز کشاورزی که بدلیل خشکسالی های یکی دو دهه اخیر بشدت کاهش یافته دیگر محورها همچنان به عنوان محورهای کسب و کاری استان تداوم دارند. شکل زیر به منظور درک پویایی های سیستم کسب و کاری استان سیستان و بلوچستان تدوین شده است.


جمع بندی و پیشنهادها

استان سیستان و بلوچستان با اقتصادی مبتنی بر خدمات و دارا بودن پتانسیل های بسیار زیاد در بخش های بازرگانی، حمل و نقل، معادن و... در حال حاضر با نرخ بیکاری رسمی که طبق آمار سال 1395 برابر با 9/ 12 و طبق آمار سال 1396 برابر با 2/ 12 درصد و بر مبنای مشاهدات بیش از 30 درصد تخمین زده میشود وضعیت چندان مناسبی از این منظر ندارد.  از این رو در این گزارش با در نظر گرفتن جایگاه نهادهای عرضه نیروی کار مانند دانشگاه های استان و مراکز فنی و حرفه ای اهمیت ویژه ای پیدا میکند. براساس اطلاعات بدست آمده در این مطالعه میانگین میزان تناسب عرضه و تقاضای نیروی کار با دینامیک اشتغال استان و به بیان دیگر تناسب آموزش های ارائه شده با رسته های دارای اولویت استان تمامی مراکز آموزشی و فنی برابر با 72 / 28 درصد میباشد. این تناسب در مراکز آموزش عالی استان 21 درصد، مرکز علمی کاربردی 28 درصد، مراکز فنی و حرفه ای خصوصی 33 درصد و مراکز فنی و حرفه ای دولتی 31 درصد میباشد. این مطلب بدان معنی است که تنها 21 درصد آموزش دیدگان دانشگاهی، 28 درصد آموزش دیدگان مراکز علمی کاربردی و 32 درصد آموزش دیدگان فنی و حرفه ای استان در رشته های مرتبط با دینامیک اشتغال استان آموزش دیده اند. مشکلات حوزه فنی و حرفه ای استان به صورت اختصار به شرح زیر میباشند:

 - عدم تطابق کامل عرضه و تقاضا به دلیل عدم آگاهی طرفین از توانمندیهای و نیازهای یکدیگر

 - کمبود آموزش بر مبنای رستههای اولویتدار استان و فاصله بسیار زیاد میان آموزشها و اولویت های استان توسط مراکز ذی ربط.

- کمبود امکانات آموزشی لازم در مراکز فنی و حرفه ای بویژه در شهرستان های دور از مرکز استان.

- بروکراسی شدید اداری فنی و حرفه ای و زمانبر بودن اغلب اقدامات از جمله تصویب استانداردهای آموزشی و دریافت مجوز

- ناکارآمد بودن و قدیمی شدن برخی استانداردها و عدم بازنگری در آنها

- عدم دسترسی به مدرس در برخی استانداردها و یا عدم توان جذب مدرسین با کیفیت

- عدم امکان آموزش برخی دوره های آموزشی مورد نیاز استان بدلیل نبود امکانات، تجهیزات و مدرس

- عدم توجیه پذیری سرمایه گذاری بخش خصوصی در برخی رشته ها به دلیل بالا بودن هزینه تجهیزات

- عدم امکان آموزش برخی دوره های آموزشی مورد نیاز استان بدلیل نبود امکانات، تجهیزات و مدرس.

- موازیکاری های آموزشی توسط سایر دستگاهها و سازمانهای دولتی و غیردولتی

- عدم وجود حمایت کافی از بخش خصوصی جهت توسعه و ارتقای مراکز خود.

در مجموع به عنوان مهمترین پیشنهادات این گزارش میتوان به موارد ذیل پرداخت:

1. تامین زیرساختهای لازم:

2. ایجاد نهادهای آموزشی/ بازار

3. رشته های مهارتی مورد نیاز